هوش کسب و کار و مزایای استفاده سازمانی از آن چیست؟

اگر بخواهیم برخی مزایای استفاده سازمانی از هوش کسب و کار را بیان داریم، می توانیم نکات ذیل را فهرست کنیم:

۱- توانایی مشاهده اطلاعات از منابع مختلف با استفاده از یک واسط ساده، مثل دیدن آن دسته از اطلاعات فروش که با هزینه های سازمانی نرتبط است.

۲- توانایی مشاهده خلاصه ای از داده های پراکنده در بخش های مختلف سازمان، مثل حقوقی که به کارمندان پرداخت شده، فروش کل شرکت برای یک دوره زمانی مشخص و مانند آن.

۳- توانایی مشاهده اطلاعات بر محور زمان، مثل مقایسه اطلاعات دیروز، ماه گذشته و فصل آخر پنج سال گذشته با هدف مشاهده تغییراتی که سازمان در طول زمان به خود دیده است.

۴- توانایی ارایه پاسخ به سوات چه می شد اگر… بر اساس اطلاعات تاریخی. برای مثال با استفاده از سیستم هوش کسب و کار پاسخ این سوال تا حدودی برای مدیران روشن می شود که اگر به فرض فروش شرکت در یک دوره مشخص ده درصد بالا رود، هزینه های ضروری از قبیل خرید تجهیزات جدید و پرداخت حقوق کارشناسان تازه استخدام شده، چه مقدار افزایش می یابد.

۵- یکی از دلایل محبوبیت بالای هوش کسب و کار در چند سال گذشته این بوده که کارشناسان، هوش کسب وکار را به چشم یک سرمایه گذاری افزایشی در حوزه فناوری اطلاعات نگاه می کنند. در واقع هوش کسب وکار از این مزیت فوق العاده برخوردار است که اولا در سیستم ها و روش های تولید سازمان دخالت نمی کند و ثانیا مخاطره استفاده از آن اندک است. به عبارت دیگر هوش کسب وکار دست و پا گیر نبوده، لازم نیست مدیران هر روز صبح که وارد دفتر کار خود می شوند، به عنوان اولین کار به سر و کله زدن با سیستم های هوش کسب وکار بپردازند.

۶- یکی دیگر از مزایای مهم استفاده از هوش کسب و کار این است که یک راهبرد هوش کسب و کار (به شرطی که از طراحی و پیاده سازی خوبی برخوردار باشد) می تواند میزان بازگشت سرمایه را به سرعت افزایش دهد. در اهمیت این موضوع همین بس که بازگشت سرمایه گذاری فناوری اطلاعات در سازمان ها محسوب می شود.

برخی گمان می کنندهوش کسب و کار تنها به کار شرکت های بزرگ می آید و این دسته از شرکت ها به دلیل حجم بالای تراکنش های مالی، تعداد فراوان مشتری ها، نمایندگی ها، بازاریاب ها و مانند آن به هوش کسب و کار نیاز دارند و کسب و کارهای کوچک یا متوسط نمی توانند از هوش کسب و کار استفاده کنند یا اصلا به استفاده از این راهبرد نیازی ندارند.

برخی هم بر این باورند که پیادهسازی سیستم های هوش کسب وکار در شرکت های معظم، از یک سو چند ماه زمان نیاز دارد و از سوی دیگر هزینه زیادی را به منابع مالی تحمیل می کند و همین قضیه در مورد شرکت های کوچک هم صادق است و بر این اساس همان بهتر که در شرکت های کوچک دور هوش کسب وکار را خط بکشند.

نادرست بودن این عقیده آشکار است. در واقع دلیلی ندارد که با تمسک به این برآوردهای عجیب، شرکت های کوچک و متوسط را از مزایای پرشمار هوش کسب وکار محروم ساخت، باکه به نظر می رسد عکس این قضیه صادق است. یعنی شرکت های جمع و جور می توانند با صرف هزینه ای کمتر و با شیوه ای آسانتر، سیستم های هوش کسب وکار را در تمام بخش های مختلف سازمان خود پیاده و اجرا نمایند و از مزایای متعدد آن بهره مند شوند.

تنها در گوشه ای از ذهنتان این مطلب را حک کنید که بسیاری از راهکارهای فعلی هوش کسب وکار در واقع همان روش های هوشمندانه، آزمایش شده و استواری است که عمر آنها گاهی به چند دهه می رسد و اکنون در لفافه جدیدی به نام هوش کسب وکار بازنشر و عرضه می شوند.

منبع: دانشنامه رشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *